دهاقان‌ بیدار
17:25 - سه شنبه 26 مرداد 1395

آزاده دهاقانی در گفتگو با دهاقان بیدار:

مسئولان به دنبال استفاده از ظرفیت آزادگان در مسائل کلان کشور نبودند/ ناامیدی مردم از انقلاب گناه بزرگ نابخشودنی است

اگر حزب را کنار می گذاشتیم و جناح ها در منافع ملی همدل و همراه می شدند و برای مردم کار می کردند، کشور خوبی داشتیم، مردم ما همان مردم انقلابی هستند، داعش بیخ گوش ماست، دور تا دور ما دشمن حضور دارد، اگر چشممان را باز نکنیم ضربه می خوریم

به گزارش پایگاه تحلیلی خبریدهاقان بیدار: 26 مردادماه سالروز ورود آزادگان سرافراز به میهن اسلامی است، بر همین اساس با یدالله ولیخانی آزاده سرافراز مصاحبه ای داشته ایم، وی که با اسارت هشت سال و 33 روز آزادگی توانست در حفظ ارزشها قدم بردارد، هم اکنون در عرصه خدمت به مردم پیش قدم است و از اسارت و لحظه های آن برایمان می گوید:

دهاقان بیدار: نحوه اسارت شما به چه شکل بود؟

روز 23 تیرماه 1361 بود که در مرحله اول عملیات رمضان که در پی حملات بعث عراق به شهرهای مرزی بود، در منطقه عملیاتی مجروح شدم هنگامی که ما را در آمبولانس گذاشتند که به عقب ببرند توسط عراقی ها  محاصره و به آمبولانس شلیک شد ،راننده و  یکی از مجروحان به شهادت رسید و من و رزمنده مسعود احسانی ازمازندران در آمبولانس اسیر شدیم .

راننده آمبولانس که با سرعت دردست اندازها می رفت ،رزمنده مسعود احسانی عصبانی شد و گفت: لامذهب یواش، همان موقع مأمور عراقی به سمت وی شلیک کرد ولی دستش تکان خورد و تیر به پای من خورد، سپس به پای مسعود و هنگامی که اسیر شدیم آن تیر را به وسیله تیغ صورت تراشی خارج کردم،خیلی درد می کشید. در اسارت این کارها بسیار طبیعی بود.

SAM_8939

دهاقان بیدار: اوضاع بهداشتی در آسایشگاه ها چگونه بود؟

اوضاع بهداشتی در آسایشگاه های عراق بسیار وخیم بود و برای یک استحمام به سختی حلبی پیدا می کردیم و پر از آب سرد می کردیم، اگر می توانستیم کابینی پیدا می کردیم و استحمام می نمودیم البته این در صورتی بود که قبل از استحمام وقت تمام نشده باشد یا ظرف آبمان را خالی نکنند و هزاران مشکل بهداشتی دیگر که اکثر بچه ها را به بیماری گرفتار می کرد.

دهاقان بیدار: وضعیت عقیدتی و سیاسی در اسارت به چه نحوی بود؟

آنجا مدینه فاضله بود، همانند آن محیط را دیگر پیدا نمی کنید، باور کنید هیچ جای دنیا صفا و صمیمیتی که بچه ها در آنجا داشتند را نخواهید یافت، چقدر بچه ها از خود گذشتگی داشتند!، آنها اصلا به مسائل فرعی توجه نمی کردند، همه به فکر عبادت بودند و اینکه بتوانند خود را حفظ کنند، حاج آقا ابوترابی بارها می گفت: شما باید فقط سالم برگردید، شما خیلی به درد مملکت می خورید.

SAM_8938

دهاقان بیدار: سخت ترین و تلخ ترین خاطره از دوران اسارت را برایمان بیان کنید.

روز اول که زخمی شدم اشتباهی جزء مجروحین عراقی شدم، پزشکی در میان آنها بود که انگلیسی صحبت می کرد به او گفتم من ایرانیم، او به من گفت: صحبتی نکن وگرنه سرت را می برند، مرا آهسته به سمتی برد که رادیولوژی بود و گفت: چگونه به اینجا آمده ای؟ آنها تو را می کشند، خلاصه با یک ظرافت خاصی مرا به داخل مجروحین ایرانی برد و بعد از دو روز که مجروح بودم و خون زیادی از من رفته بود یکی از نیروهای استخبارات عراق که نامش ابوتهرانی بود و فارسی می دانست، او خیلی از بچه ها را اذیت می کرد در حالی که من خوابم برده بود بالای سرم آمد و با لگد محکمی مرا بیدار کرد و چند ضربه شلاق به من زد، او بسیار مرا آزار داد و مرتب می گفت: نامت چیست؟ نام پدرت را بگو، در همان حال یکی از همشهریان خود بنام سید جعفر تقوی را که چندین تیر خورده بود دیدم، امیدوار شدم ولی ای کاش او اسیر نشده بود.

از دیگر خاطرات بد من روزهای آخر اسارت بود که می خواستند ما را آزاد کنند، سه روز آب، غذا و کلیه امکانات را برای ما قطع نمودند و ما را شکنجه می دادند، به آنها گفتیم ما داریم می رویم چرا اینگونه عمل می کنید؟ گفتند می خواهیم یادتان باشد چگونه با شما رفتار کردیم و فراموش نکنید.

دهاقان بیدار: انگیزه شما از حضور در جبهه چه بود؟

هنگام اسارت 15 سال داشتم و انگیزه ام از حضور در جبهه انجام وظیفه و تکلیف بود، آن زمان عضو بسیج بودم و نمی خواستم به درسم لطمه ای بخورد در تعطیلات مدرسه به جبهه می رفتم تا وظیفه ام را انجام دهم، در همان زمان بود که اسیر شدم.

SAM_8937

دهاقان بیدار: اقداماتی که برای ایثارگران انجام شده، آیا مؤثر بوده و توانسته مشکلات این قشر را برطرف کند؟

آزادگان افراد توانمندی بودند، بسیاری از آنها هم اکنون پزشک، متخصص و بسیاری دارای اختراعات و تولیدات بسیاری هستند، اما آنطور که باید از پتانسیل آنها استفاده می شده، اقدامی نشده، بهتر بود از این فرصت استفاده بهتری می شد، البته بسیاری از ایثارگران در موقعیت هایی که حضور پیدا نمودند موفق بوده و کارنامه خوبی داشته اند.

دهاقان بیدار: از روز اول آزادیتان بگویید و اینکه الآن چه گلایه هایی دارید؟

در روز اول که آزاد شدیم به آنها گفتم اهل بیت انسان بی سواد نمی خواهند، باید با تحصیلات بالا بتوانند در جامعه مؤثر واقع شوند، کسی که رزمنده است باید در همه مسائل سرآمد باشد، بگذارید ما درس بخوانیم و باعث عزت جامعه و کشور باشیم و متأسفانه این عملی نشد.

متأسفانه آنها به دنبال این نبودند که بخواهند از آزادگان در مسائل کلان کشور استفاده کنند و ظرفیت آن عملیاتی شود، اکنون هم نباید ارزش های ما فدای تعصب شود، اگر آزادگان تحصیلات عالیه داشته باشند این عزت و افتخار است.

در فیلمی بسیار زیبا دیدم بسیاری از انسان ها را جمع کرده بودند و چراغی را روشن کردند هیچ کدام نتوانستند هشت دقیقه آن شرایط را تحمل کنند، در صورتی که یک جانباز چندین سال بود آن موقعیت را تحمل می کرد، گفتن این سخنان سخت است با حرف نیست، نمی شود به کسی توضیح داد که چه بر سر ما آمده است، شاید مسئولان خوششان نیاید، ولی امنیت ما به خاطر همین ایثارها و رشادت هاست.

گلایه دیگر که داشتم اینست که برخی مواقع فرصت می کردم و به آسایشگاه جانبازان سر می زدم،گل می بردم و دیداری تازه می کردم، یکبار روز عید به آنجا رفتم، مرا به آسایشگاه راه ندادند و گفتند وقت بخصوصی دارد و متأسفانه همراهی نشد تا روز عید آنها هم خوشحال شوند، ما هم دیگر نرفتیم اینها مسائل خوبی نیستند، باید برای دیدن جانبازان در به روی همه باز باشد تا شاید بتوان با دیدار آنها مقداری از مشکلاتشان فراموش شود.

SAM_8936

دهاقان بیدار: چه کنیم جمهوری اسلامی با مبانی اصلی آن حفظ شود؟

حفظ روحیه ایثار یعنی جمهوری اسلامی، بیشترین چیزی که به نظر من در جامعه مهم است صداقت و یکرویی با مردم است.

رهبر معظم انقلاب شاید تنها کسی باشد که خودش به همه امور اشرافیت دارد، مراقب همه چیز هست و همه کارها را رصد می کند.

کسی را نمی شناسم که تابعیت محض از ولایت داشته باشد، پس باید به گونه ای عمل کنیم تا مردم دلسرد نشوند، جناج بازی و سیاسی کاری معنای خاصی ندارد و فقط آفت دارد، باید انتقادهایی که می شود بجا باشد و باز هم تکرار می کنم، به گونه ای عمل کنیم که مردم دلسرد نشوند، مردم همان مردم هستند و رهبرمان همان رهبر و راه راه انقلاب و ارزشهاست.

دهاقان بیدار: در اسارت مسائل معنوی به چه صورتی انجام می شد؟

با آن بضاعت ناچیزی که داشتیم دعای ندبه، توسل، زیارت عاشورا و .. می خواندیم و در کاغذهایی که پیدا می نمودیم می نوشتیم، آنها ادعای مسلمان بودن داشتند و قرآن در اختیار ما می گذاشتند، جشن ها، اعیاد و مراسمات عزاداری را مخفیانه و با اقدامات خاص آیینه می انداختیم و چند نفر شرایط را تحت نظر داشتند تا جشن و مراسم برگزار شود.

آدمهای بزرگی در جمع اسرا بودند که به واسطه مجروحیت، چشمان خود را ازدست داده بودند، یا اینکه در غم فرزند و خانواده شرایط سختی را متحمل می شدند، اسرا از آنها مراقبت کرده و به آنها توجهی خاص داشتند، شرایط برای همه و بعضا عده ای بسیار سخت و شکننده بود، انسان های بی گناهی که در منازلشان دستگیر شده و در ابتدا برای آنها زندگی با اسرا سخت بود ولی آزادگان به آنها احترام می کردند.

SAM_8934

دهاقان بیدار: زمانی که در اسارت بودید، فکر فرار نکردید؟

نه فکر فرار نکردم، تنها راه فرار از دیوارها بود که باید خراب می کردیم و عراقیها همیشه شرایط را کنترل می کردند یا از طریق ماشین های حمل زباله بود که حاج آقا ابوترابی با فرار به شدت مخالف بودند و می گفتند: این کار علاوه بر خطراتی که دارد موجب زحمت سایر اسرا می شود، همانگونه که بعد از فرار دو نفر از آزادگان که به ایران اسلامی آمدند سایر اسرا را بسیار آزار دادند.

دهاقان بیدار: استفاده از نشانه های مذهبی و معنوی در اسارت  چگونه بود و آیا مراسمات محرم برگزار می شد؟

عراقی ها از اقدامات معنوی رزمندگان به شدت تنفر داشتند و بدشان می آمد، آنها لفظ مجوس را برای آزادگان استفاده می کردند، جانمازها و مهرها را بر سر رزمندگان می زدند طوری که سرهای آنها خون می افتاد، محرم هم اجازه عزاداری نمی دادند و تجمع بیش از سه نفر ممنوع بود.

برای جلوگیری از عزاداری اسرا به آنها آمپول مننژیت می زدند و تا جایی پیش می رفتند که بچه ها راه نفس هم نداشتند ولی بچه ها از عزاداری حضرت اباعبدالله چشم پوشی نمی کردند زیرا آنها زنده بودنشان در عزاداری سالار شهیدان بود.

دهاقان بیدار: شرایط ایمان رزمندگان و اسرا را در اسارت را توضیح دهید.

انسان جایی می میرد که هیچ امیدی نداشته باشد تا اینکه هیچ الگو و هدفی نداشته باشد، ایمان است که انسان را حفظ می کند چون هدف داشتند و برای هدفشان جانشان را در آن مسیر نثار کردند.

اکثر مواقع دعا و مناجات ها بود که روحیه بچه ها را قوی می کرد، کسی را داشتیم که بیماری اعصاب و روان داشت و بعد از هر دعا تا دو روز شارژ بود.

برنامه های فرهنگی، روایتگری و ذکر روایات اهل بیت علیهم السلام توسط روحانیون که در اسارت حضور داشتند باعث سلامت روحی رزمندگان شده بود، طبق دستور امام (ره) که با سیاست خاص خود داده بودند ورزش امر مهم و واجب بود و خیلی از اسرا ورزشکار بودند، آنها به ورزش اهمیت داده و مخفیانه انجام می دادند.

دهاقان بیدار: مدت اسارت شما چند سال بود و آیا باور می کردید آزاد شوید؟

هیچ گاه باور نمی کردم ما را آزاد کنند چون چندین بار قول آزادی به ما داده بودند و عملی نشده بود، حتی روز  آزادی هم باور نداشتم، اسارت من هشت سال و 33 روز طول کشید، در تمام این سال ها با ایمان، امید و هدف و تقویت آنها توانستیم پیروز باشیم و مسائل سخت را تحمل کنیم.

دهاقان بیدار:مسئولیت های شما در دوران پس از اسارت چه بوده است؟

من پزشک هستم، شغل من ایجاب می کند برای سلامتی مردم تلاش کنم، من برای انسانیت ارزش قائلم و در هر کار خیری که بوده تا جایی که توانستم با نهادهای هلال احمر، سپاه، بهزیستی، کمیته امداد و انجمن های خیریه همکاری داشته و تلاش کرده ام و هم اکنون هم حاضر به هر گونه همکاری هستم.

SAM_8935

دهاقان بیدار: توصیه شما برای ادامه انقلاب و ارزشها چیست؟

انحرافات از چیزهای کوچک شروع می شود اگر مراقب نبوده و با مردم روراست نباشیم چشممان را باز می کنیم و شرایط را جور دیگری می بینیم آنگونه که انتظار نداریم.

باید برخورد با فساد با قاطعیت باشد و مردم مشاهده کنند، هم اکنون مانند قبل نیست که سانسور شود و کسی متوجه نشود، در همه کشورها با فساد قاطع برخورد می کنند و باید با مفسدان اقتصادی برخورد محکمی داشته باشیم.

اگر حزب را کنار می گذاشتیم و جناح ها در منافع ملی همدل و همراه می شدند و برای مردم کار می کردند، کشور خوبی داشتیم، مردم ما همان مردم انقلابی هستند، داعش بیخ گوش ماست، دور تا دور ما دشمن حضور دارد، اگر چشممان را باز نکنیم ضربه می خوریم و دشمن برای محو اسلام نقشه کشیده است، اگر شیعه تضعیف شود شاید نتواند قد علم کند.

با همه وجودی که مردم از بعضی مسائل ناراضی هستند ولی اگر حقیقت را بدانند مانند روزهای اول انقلاب همراه هستند، بی صداقتی و فساد در مردم دلسردی ایجاد می کند و ایجاد دلسردی در مردم گناه بزرگی است.

مسئولی به واسطه خون مردم هم اکنون مسئول شده و باعث ناامیدی مردم شود، در یک قشر و امتی ناامیدی را ترویج دهد خودش باید ببیند که چه خسارتی زده است.

دهاقان بیدار: در پایان اگر سخنی دارید بفرمائید.

از آزادگان و رزمندگان بیشتر استفاده کنند و به آنها بیشتر بها بدهند، رزمندگانی که به واسطه بی مهری گوشه نشین شده اند و از آنها حقی ضایع شده است، در همین دهاقان خانواده شهیدی داریم که حتی از دفترچه بیمه هم استفاده نمی کند و اعتقادش اینست که شهیدشان در راه اسلام رفته است.

چگونه افرادی می توانند از بیت المال انتفاع شخصی ببرند، انسانیت آنها کجا رفته است؟

 

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.

آخرین اخبار